![]() |
![]() |
|
| دختــــــر افغـــــــان |
|
بسم الله الرحمن الرحیم با کدامین کلمات شروع به وصفت نمایم ای طلوع بی غروب ای نامت همیشه ماندگار در اذهان ای زنده کننده ی انسانیت ای شکوه همیشه جاویدان بر شما چه گذشت در آن صحرای محشر یا رسول الله ای بهانه ی نظام آفرینش ای ستاره ی درخشنده در ظلمات یا علی ای مقدس ای که نامت گشاینده ی درهای خیبریست ای نوازشگر کودکان یتیم آیا حسین در صحرای کربلا تنها بود؟ نه هرگز اختیار نظام آفرینش در دست ایشان بود فرات که در مقابل اقیانوس معرفت حسین مقداری نیست یا حسین تو خواستی اسلام را با خونت با لبان تشنه ات با فدا کردن آفتاب وجودت زنده نگه داری فدای قطره قطره اشکهای پاک شما بر شما چه گذشت یا حسین شرم بر من که طنین هل من ناصر ینصرلی شما را نشنیدم چرا من باید جزء آن دسته از افرادی باشم که بعد از عروج شما به آسمان بعد از وقوع واقعه پا به عرصه ی وجود گذاشتند درعجبم چرا دز آن روز عرش به زمین نیامد؟ ای امام بزرگ من ای جدا کننده ی حق از باطل دستم را بگیرید که بس در گمراهی به سر میبرم قطعا عزاداری بر شما تنها گریستن نیست من بگویید قیام شما برای چه بود؟ ریخته شدن خون پاک شما برای چه بود؟ یا حسین به خدا قسم که مظلومید ومعصوم گر جز این بود عزاداری بر شما برایم عبادت نمی شد قیام تو چه بود جز امر به معروف ونهی از منکر؟ گر چه ما این امر را چه خوب به جا می آوریم وای بر من وای بر ما وای بر تمام شیعیان گر به جای نیاوریم تو نه خاطره ای ونه داستان ونه افسانه صحرای نینوا هست فرات هست دستان اباالفضل هست وهمینطور گودال قتله گاه وخون سرخی که سرخیش سنگهای سفید را گلگون نموده وچه دلیل استوارتر بر واقعیت واقعه وجود مقدس ثارالله واباالفضل العباس وهر که نامش در زیارت عاشوراست از یاران پس یزید وشمر ملعون کجا هستند؟ دربار وبارگاهشان کجاست؟ نه اینکه کاخشان بزرگ ومقامشان بلند بود حال شوره زاری گذشته ودر باتلاق تعفن فرو رفته واین درس عبرتیست برای یزیدیان زمان هنوز صحرا همان صحراست یزید وشمر وعمر سعد همگی هستند اما هنوز مانده به قیام حسین مهدی جان بگذار تا عشمان را به شما ثابت کنیم بگذار تا آخرین نفس در رکاب تو خاک پای تو باشیم وبندگیمان را به خداوند یکتا ثابت کنیم ظلم بیداد میکند ومردم در خفقان رود خون جاریست ومردم انگشت بر دهان عاشورای دیگر در راه است یا مهدی نینوا هست فرات هست یزید وشمر وعمر سعد ملعون هست فقط مانده قیام با شکوه شما ادرکنی یا حسین زمان ادرکنی یا مهدی جان
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 7:20 توسط دختــــــر افغـــــــان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سادگی ها میشود افسارها را دست گرفت
زنجیر ظلم وکین را با سادگی از هم گسست عاشق بشو مثل صدف معشوق را در بر بگیر در عمق دریاها بخواب آرامشی را سر بگیر مثل ستاره شاد باش چشمک بزن بر ظلم دهر مثل کبوتر با دو بال پرواز کن بر بام شهر مانند من افسوس را سر لوحه ی قلبت نکن معشوق را در بر بگیر شادی خود را غم نکن لیلی اگر در چشم مجنون یار بود در چشم هر انسان دیگر خار بود لیلی درون چشم مجنون آن گل خمار بود هرگز منال از جور شب هرگز منال از اشک وغم با من بمان گر مثل من دیوانه ای با من بمان گر مثل من شمعی وگاه پروانه ای |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|