![]() |
![]() |
|
| دختــــــر افغـــــــان |
|
مسافر خسته ی من سفر بخیر برای جاده های سوت وکور سفر بخیر تو رفته ای به عمق حادثه به راه دور و بی عبور ز خلوت نگاه یک صبور و مانده ام چگونه با فراق دوریت سپر کنم چه خاک را به سر کنم وجود تو بهانه بود برای زندگی ناب و اشک خودسرانه بود برای لحظه های شاد نمی شود تو را ز یاد برد فدای اشکهای وقت رفتنت و بغض نا گسسته ات صداقت وجود تو برای من نشانه ایست برای من نشانه ی ستاره ایست که در کمان ابروان تو نشسته است فدای اشکهای بی بها فدای اشکهای بی بهای بی صدا که در کمین ره نشسته اند مرا ببخش برای هر چه کرده ام برای نا سپاسی ام تو را بهانه میکنم برای زندگانی ام برای مهربانی ام از آن زمان که رفته ای اشکهای ماست که میرود نمیشود تو رازیاد برد نمیشود وجود مهربان تو ز یاد برد نمیشود نگاه صادقانه ات به زندگی و جای خالیت ز یاد برد دلم مثال آتش است و جان من مثال یخ عزیزکم سفر بخیر سلامتت برای من سعادت است به هر کجا که رفته ای سفر بخیر من از عبور جاده های انتظار گذشته ام به افتخار تو را به مهربان مهربان سپرده ام تو را به خالق زمان سپرده ام تو را به حق سپرده ام سفر بخیر سفر بخیر |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 12:7 توسط دختــــــر افغـــــــان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سادگی ها میشود افسارها را دست گرفت
زنجیر ظلم وکین را با سادگی از هم گسست عاشق بشو مثل صدف معشوق را در بر بگیر در عمق دریاها بخواب آرامشی را سر بگیر مثل ستاره شاد باش چشمک بزن بر ظلم دهر مثل کبوتر با دو بال پرواز کن بر بام شهر مانند من افسوس را سر لوحه ی قلبت نکن معشوق را در بر بگیر شادی خود را غم نکن لیلی اگر در چشم مجنون یار بود در چشم هر انسان دیگر خار بود لیلی درون چشم مجنون آن گل خمار بود هرگز منال از جور شب هرگز منال از اشک وغم با من بمان گر مثل من دیوانه ای با من بمان گر مثل من شمعی وگاه پروانه ای |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|